تبليغاتX
یک بار هم که شده کمی تامل کنیم - کیمیای وصال
خطابه سیدالشهدا درباره امر به معروف ونهی از منکر
هوالحیکم

 

سلام،سلامی دوباره به همه دوستای گلم.

بلخره رفتم،،، دوباره دیداری تازه کردم از سرزمین نور،،هنوز نیومده دلم باز پر میکشه به اونجا.....

جای همگی خالی..... برای تک تک شما دوستان نتی دعاکردم....

براتون از پاسگاه زید گفته بودم،،، واقعا چه حال وهوایی داشت...... نیزارها ،،،، صدای الله اکبر بچه ها،،،،،چی بگم دیگه ،، از کجای این سرزمین ..............

کنار نیزارهای پاسگاه زید که قدم میزدم هر چند قدمی چیزهایی نوشته بودن..... خبر از دل سوخته ی مادرم زهرا(س) میدادن،،، خبر از لبای تشنه رقیه ،،، خبر از عفت بانو فاطمه(س).... خبر از علمدار حسین(ع)...........درحین قدم زدن  از میون نیزارهاصدای زیارت عاشورا به گوش میرسید ،،، خورشیدم تو اسمون داشت کم کم غروب میکرد .............

فکر کن نیزارهای کنار آب،، آبی که انگار نوازشگر بچه ها بوده،صدای الله اکبر..... نوای عاشورا.... غروب سرزمین نور..... واقعا دل کندن سخته ......

آی بچه هایی که نرفتید ،، برید وخودتون از نزدیک ببینید ،، تعریف وتمجید من ،،، ذره ای از ارامش اونجا رو بهتون نمیرسونه.....

 

یاد گودال قتلگاه طلاییه افتادم.... وقتی رسیدیم طلاییه ،، اول از همه به پدرم گفتم بریم سمت قتلگاه ...دیدن اون قتلگاه...... منو یاد حرف راوی که چند ساله پیش رفته بودم طلاییه انداخت.... میگفت این قتلگاه شده بود گودال خون............ خون کیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جوونای هم سن وسال ماها.........ولی حالا ماها داریم چیکار میکنیم...........!!!!!چه عیدهاییرو بچه ها اونجا دور از خونوادهاشون گذروندن،،،بچه ها برای شهدا سفره هفت سین پهن کرده بودن...........تو طلاییه .... جاتون خالی بود......عید امسال یه چیز دیگه بود ... کنار شهدا.....

 

اونجا با یه شهید خیلی حرف میزدم....دوست داشتم محل شهادتش رو میدیدم... اونم قرار بود گمنام بشه ولی نشد... محل شهادتش مائوت عراق و من همچنان در پی دیدار .........

هر چی بگم کم گفتم..........دلم خیلی پره ،، از کم لطفی هام نسبت به شهدا.... واقعا چه طور میخوام جوابگو باشم..... دایی جون،، امیدوارم ،، حداقل قدمی در راهت برداشته باشم..... امیدوارم ذره ای از وصیتت رو عملی کرده باشم......روحتون شاد شهدا......

شهدا شفاعتمون کنید به حق اقامون، حسین (ع).. شفاعتمون کنید.....

دایی مهربونم..... اگر خون تو نبود،،، معلوم نبود من در کجای این سرزمین بدور از شما ، مردان الهی ،، بدور از شما بی ادعاها...... مثل خیلی جوونای دیگه دنبال غفلت خودم بودم و میگشتم........

دایی هر چی دارم از شما وامثال شما دارم..... روحتان شاد ویادتان گرامی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:53  توسط بذار بمونه  |